صفحه نخست | معرفی معاونت | گزارشات دفاتر | اطلاعات پژوهشی معاونت | استانها | اطلاعات پژوهشی وزارتخانه | نشریات | کتابخانه | اصطلاحات اقتصادی | گالری تصاویر

 
گزارشات: گزارش کاملی از نشست علمی اصلاح نظام مالیاتی کشور
نشست علمی اصلاح نظام مالیاتی، در محل معاونت با حضور جناب آقای دکتر محمدرضا فرزین معاون امور اقتصادی،جناب آقاي دكترجمشيد پژويان ، عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي ورئيس شوراي رقابت و جناب آقاي دكتر علي عسگري عضو هيئت علمي دانشگاه تهران و رئيس سازمان امور مالياتي كشور برگزار شد. 


باسمه تعالي
پيشگفتار
با توجه به اهداف معاونت امور اقتصادي كه تنظيم خط مشي و اداره امور و اجراي سياستهاي اقتصادي كشور بر اساس برنامه هاي كلي دولت و تنظيم سياستهاي اقتصادي است ودر شرايط فعلي اقتصاد كه رسالت معاونت امور اقتصادي در انجام وظايف و مسئوليت هاي محوله در ارتباط با تصميم سازي هاو سياستگذاريها ،اسناد بالادستي از جمله، سند چشم انداز، برنامه هاي توسعه اي، قانون اصل 44 وطرح تحول اقتصادي ازاهميت زيادي برخوردار است ، برنامه برگزاري نشست هاي علمي با دعوت از اساتيد و صاحب نظران اقتصادي( بعنوان سخنران) در راستاي حضور موثرتر اين معاونت در عرصه اقتصادي كشور با ارائه رهنمودهاي
جناب آقاي دكتر فرزين معاون محترم امور اقتصادي تدوين و به مورد اجرا گذاشته شده است.
مشخصات نشستها در سايت اختصاصي معاونت منعكس و بادعوت از مديران و مشاوران ، روساي گروهها ي تخصصي ، پژوهشگران، كارشناسان و… برگزار مي شود.در پايان هرنشست ، پرسش وپاسخ صورت گرفته و فرمهاي نظرسنجي توزيع مي شود سپس فرمهاي تكميل شده بررسي و نتايج نشستها از ابعاد مختلف مشخص مي گردد.
همچنين مجموعه مباحث نشستها توسط مركز اسناد معاونت تدوين و ارائه ميشود تا از اين طريق بهره برداريهاي مناسب بخصوص در زمينه توصيه هاي سياستي صورت گيرد.

مدعوين
جناب آقاي دكترجمشيد پژويان ، عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي ورئيس شوراي رقابت
جناب آقاي دكتر علي عسگري عضو هيئت علمي دانشگاه تهران و رئيس سازمان امور مالياتي كشور
آقاي پاريزي: مدير كل دفتر تحقيقات و سياستهاي مالي - دبير نشست علمي:
قبل از شروع اجازه مي خواهم، از مهمانان عزيز ، اساتيد بزرگوار جناب آقاي دكتر پژويان و جناب آقاي دكتر عسگري ، كه مي دانيم با وجود كثرت و مشغله و ضيق وقتي كه داشتند.به خاطر اظهار لطف و محبت هميشگي شان نسبت به مجموعه كارشناسي معاونت اقتصادي ،اين دعوت را پذيرفتند .اميدواريم اين توفيق باعث شود كه ما امروز نهايت استفاده را بكنيم . اين توضيح هم خدمت مهمانان عزيز مي دهم كه همكاراني كه در اين جمع هستند و مجموعه كارشناسان و ظرفيت هاي كارشناسي معاونت اقتصادي ، شايد يكي از اصلي ترين و مهمترين هسته هاي كارشناسي در كشور باشند كه برنامه هاي اقتصادي دولت را از نظر پشتيباني فكري ، كارشناسي ، تداركاتي در واقع پشتيباني مي كند . اميدوار هستيم كه نشست امروز ، باعث غناي بيشتر سطح كارشناسي همكاران شود و فرصت خوبي براي بازآموزي خيلي از چيز هايي كه لازم است بدانيم باشد .
دو محور اساسي يا دو بخش مهم در نشست امروز وجود دارد : اول حضور سخنرانان خوبي است كه امروز داريم و خدمت دوستاني هستيم كه جناب آقاي دكتر پژويان از اساتيد بي نظير و بي رقيبي هستند . فكر مي كنم همه ما يا همه كساني كه در ايران اقتصاد مي خوانند ،با واسطه يا بي واسطه ،مستقيم يا غير مستقيم ،دانش آموخته اين استاد بزرگوار باشند.اين فرصت كوتاه
براي ما امروز مي تواند بسيار مغتنم باشد كه كه بتوانيم از محضر ايشان استفاده كنيم
اخيرا ايشان رياست شوراي رقابت را به عهده گرفتند كه يكي از مهمترين نهاد هاي ا صل 44 قانون اساسي است .
اهميت حضور جناب آقاي دكتر عسگر ي براي ما اين است كه علاوه بر اين كه شخصيت دانشگاهي و صاحبنظر هستند از مديران موفق اجرايي كشور هم هستند .من اگر بخواهم به مسئوليتهاي اخير ايشان در نظام اجرايي كشور اشاره بكنم و ذهنم ياري بكند ايشان معاونت اقتصادي سازمان برنامه سابق را بر عهده داشتند بعد در وزارت نيرو ،معاونت برنامه ريزي اقتصادي را عهده دار بودند و اخيرا هم رياست كل سازمان امور مالياتي كشور كه يك مسئوليت بسيار سنگين است بخصوص كه الان در آستانه تحول و اصلاح در آن حوزه هستيم .
تشكر مي كنيم كه افتخار دادند تا در خدمتشان باشيم .
دوم اين كه محور بحث ،مالياتهاست . مي دانيم يكي از مهمترين اجزاء اصلي برنامه تحول اقتصادي دولت بحث مالياتهاست .ودر قالب لايحه اصلاح ، يكي از چالش هاي اساسي يارانه ها ،مالياتهاست . من در حضور آقاي دكتر پژويان ،دكترفرزين و دكتر عسگري نمي خواهم صحبت كنم ولي دلم نمي آيد نگويم كه به هرحال هردو روي يك سكه است .اينكه دولت تصميم بگيرد رابطه مالي اش را با جامعه چه طور تنظيم كند كه به چه كساني پول بدهد و از چه كساني پول بگيرد .كساني كه استحقاق دريافت يارانه ها را دارند يارانه بگيرند و كساني كه استطاعت واقعي پرداخت مالياتها را دارند ماليات بدهند .يك مجموعه سياست و اقدامات مكملي است كه اصلا از هم ديگر قابل تفكيك نيست .
اين نشست طوري برنامه ريزي شده است كه يك بخش آن به سخنراني اساتيد محترم و بخش ديگر به به تبادل نظر و پرسش و پاسخ اختصاص داشته باشد .
اگر آقاي دكتر فرزين نكته اي دارند به عنوان شروع در خدمتشان باشيم .
آقاي دكتر فرزين :معاون امور اقتصادي:
سلام عرض مي كنم خدمت همكاران محترم و تشكر مي كنم از جناب آقاي دكتر پژويان و
دكتر عسگري كه دعوت ما را پذيرفتند .همانطوريكه آقاي پاريزي هم فرمودند مبحث مالياتها الان يكي از مباحث مهم در شرايط كنوني كشور است .در طرح تحول هم يكي از محور هاي اساسي ما ، محور مالياتي است .من قصد صحبت ندارم فقط زمان را به آقاي دكتر پژويان و دكتر عسگري مي دهم .
آقاي دكتر پژويان:
سلام خدمت دوستان قديمي و دوستان جديد كه در سالهاي اخير به اين معاونت پيوستند .من به هرحال يك معلم اقتصاد هستم ولي با بعضي از تشكيلات، ارتباط مشاوره اي داشتم و بيشترين آن با معاونت اقتصادي در زمان مرحوم دكتر نوربخش بوده است .آنچه كه من در دوران دانشجويي ام آموختم يك شاخه اي از دانش اقتصاد بود كه حالا به چه دليلي من به اين گرايش در زمان دكتري خود متمايل شدم در واقع خودم هم نمي دانم .يعني من آن موقع اطلاعي نداشتم كه چرخش روش شناسي اقتصاد دنيا بعد از يك مدتي به اقتصاد بخش عمومي بر مي گردد و اين شاخه از اقتصاد به عنوان روش شناسي مسلط اقتصاد و هدايت اقتصاد در دنيا خواهد شد
البته از اوايل دهه 80 ميلادي اين اتفاق رخ داده است. ولي در واقع اين ها مجموعه روش شناسي كارآقايان" استاين استيگليتز" و كساني بود كه در زمينه اقتصاد بخش عمومي كار كرده بودند وقتي نظريات كلاسيك ها ،نئو كلاسيك ها مورد انتقاد قرار گرفت كه شايد به يك قرن و بيشتر برمي گردد هر بار در جهت رفع اين انتقادات ،اقتصاد داناني سعي مي كردند كه راهكارهايي راپيشنهاد كنند تا در چارچوب تفكرنئوكلاسيكي و شرايط كارآيي بازار ها در تخصيص منابع حفظ شود . اما نقد ها آنقدر فرار است كه ديگر جايي براي رد حضور دولت به عنوان يك عامل عمده اقتصادي ديگر وجود نداشت وقتي كه نظريات كساني كه در دفع مسايل مبتلا به بازار كه كارآيي را از آن مي گرفت و راهكارهايي ارائه مي دادند مثل آقاي استيگليتز كه در رابطه با مسئله اطلاعات و در واقع آمار و آنچه كه information مي گوييم در بازار پيشنهاد راه حلي داد . تحولاتي كه در مجموعه ساختار اقتصادي دولت كه امروزه به طور مسلط در همه جاي دنيا از آن تبعيت مي شود ايجاد شد،بدون شك در بعد ماليات هم رخ داد .
ماليات ها طول عمرشان شايد به اولين اجتماع بشر مي رسد يعني وقتي كه گروههايي از انسان ها در جايي سكونت گرفتند و اولين اقدام را براي حفظ امنيت خود كردند ،عده اي داوطلب براي دفاع از آن ايل ،قبيله اقدام كردند اولين كالاي عمومي و اولين روش ماليات بوجود آمد و بعد ها با زندگي بشر اين ادامه پيدا كرد تداوم پيدا كردو براي يك دوران طولاني ،مالياتها مبتني بر اصل فايده بود .ولي بعد ها زماني كه دموكراسي هم به زندگي اجتماعي بشر وارد شد ما شاهد پايه هاي مالياتي بوديم كه اين ها ديگر فقط مبتني بر اصل فايده نبودند بلكه اصل توانايي پرداخت هم عاملي تعيين كننده بوده است . روشهايي كه براي برقراري ماليات و آثار ماليات از دوران گذشته مطرح شده دچار تحول شده و حتي اشتباهات و در واقع عدم آشنايي كلاسيك ها در مورد آثارمالياتها خيلي ساده و به زودي برطرف شده است . يكي از برداشتهاي اشتباه ، اين اعتقاد بوده كه يك تقسيم بندي ماليات مستقيم و غير مستقيم داشتند و هنوز هست .اما اشتباه است و از نظر علمي معنا ندارد .اما مترادف آن پايه هاي ماليات بر درآمد و هزينه است .اين تفكر كه، بهتر است از درآمد، ماليات بگيريم تا هزينه .براي دوران طولاني ،حاكم بود و تفكر كساني كه
سياست سازي مالياتي مي كردند ولي الان قطعا بيش از يك دو دهه گذشته است از اينكه اين برداشت اشتباه، اصلاح شده .مالياتها در يك دوره اي براساس اينكه آيا آن جامعه ، جامعه اي است كه حكومت متمركز دارد يا فدرال ؟.مالياتها هم متمركز يا غير متمركز بودند اما الان باز هم يك دهه بيشتر از عدم تمركز پايه هاي مالياتي يعني مالياتهاي محلي استاني در كشورهاي با حكومت متمركز خيلي بيشتر توسعه پيدا كرده تا آنچه كه در كشور هايي كه فدراليست هستند .بشر با ورود به يك زندگي دموكراتيك و نگراني كه به حال خودش و هموطنانش داشته وظايف دولت را سنگين تر كرده و اين وظايف سنگين تر از طريق مالياتها منابعش تامين مي شود .اگر ما در دو دهه گذشته بخواهيم به نسبت G/Y كه معمولا اين را تحت عنوان اندازه دولت مطرح
مي كردند و امروزه ديگر اين كار را نمي كنند ولي ما هنوز اين اشتباه را مي كنيم. زماني كه اين نسبت به اندازه دولت مربوط مي شد Gعمدتا هزينه هاي تمام شدني يا هزينه هاي دولت ها بود .اما چنانچه عرض كردم با گسترش دموكراسي بخش عمده اين G به تدريج هزينه هاي انتقالي شد.آن چيزي كه ما مالياتهاي منفي يعني يارانه ها ،تامين اجتماعي و هرگونه انتقال ديگري كه دولت چه به صورت نقدي و چه به صورت ارائه كالا ها و خدمات انجام مي دهيم( .البته اگر وارد مرحله توليد بشود) مجددا جزو هزينه هاي تمام شدني مي شود. شما عزيزان يكي از گروههاي بهترين كار شناسان اقتصادي اين مملكت هستيد و با اطلاعات و آمار به خوبي سرو كار داريد . اگر يك Trend بگيرند از همين نسبت G/Y در بين كشور هاي دنيا حتي بعد از دهه 80 كه رويكرد هايي مثل خصوصي سازي و غيره در اقتصاد دنيا رخ داده مي بينيد اين در عمده كشورها افزايش پيدا كرده در صورتي كه در كنار تسلط نظريات اقتصاد بخش عمومي ما شاهد كوچك شدن دولتها هستيم و اين با نظريات اقتصاد بخش عمومي تطبيق
مي كند.اقتصاد بخش عمومي با اقتصاد دولتي كاملا متفاوت است در نتيجه اين سوال مطرح است كه اگر گفته مي شود دولت ها كوچك شدند پس چرا اين G/Y بزرگ مي شود. در واقع اين بخش از G كه هزينه هاي انتقالي است به سرعت بزرگ مي شود نه Gمربوط به هزينه هاي تمام شدني ،كه آن كوچك مي شود .پس بخش عمده اي ازمالياتها امروزه براي رفاه خود انسان ها و براي رفاه جامعه هزينه مي شود بنابراين بايد خيلي معقول تر مورد استقبال قرار بگيرد.مالياتها امروزه به وسيله محله ها و استانها پرداخت مي شود و شاهد هزينه شدن آن و استفاده آن در درون جامعه خودشان مي شوند پس خيلي راحتتر مورد پذيرش بايد قرار بگيرد . در كنار اين مجموعه، بحث مربوط به گسترش پايه هاي مالياتي و مالياتها پذيرش مردم از انواع مالياتها رويكردي كه به طور مسلط در چندين دهه گذشته در زمينه تعريف پايه هاي مالياتي جديد و گسترش پايه هاي مالياتي وجود داشته نگاه به كارايي مالياتي است .درست است كه از درآمدهاي مالياتي ،ما اهداف اجتماعي - رفاهي را دنبال مي كنيم .اما هيچ وقت خود مالياتها و پايه ها يش را ما بر اساس اصل اول مباني رفاهي قرار نمي دهيم .درست است كه ما درآمد مالياتي را
براي تامين اجتماعي، بيكاري ، حمايت از كارافتادگان و غيره منتقل مي كنيم.اما هرگز نمي آئيم يك پايه مالياتي را تعريف كنيم كه نگاه اول مان اين باشد. كه اين پايه مالياتي، رفاه يك عده اي را زياد تر بكند يا كمتر بكند يا عده اي را كمترو كمتر كند . نه، .ما مالياتها را بر اساس كارايي كه در اقتصاد تغيير مي دهند انتخاب مي كنيم و مي گذاريم از طريق ديگري، به مسئله رفاهي پرداخته بشود .اين است كه وقتي يك پايه ماليات محيط زيست در اقتصاد دنيا معرفي مي شود.كشور هاي زيادي به سمت اين مي روند چون اين ماليات ، تنها مالياتي است كه نه تنها عدم كارآيي را ايجاد نمي كند بلكه منتهي به افزايش كارآيي مي شود .وقتي كه ماليات ارزش افزوده معرفي مي شود مورد استفاده قرار مي گيرد با وجود اين كه از نقطه نظر آثار توزيعي اين مخالف نظريه هاي مسلط مالياتي هست ولي يكي به دليل همين كه مي تواند كارايي را از طريق گسترش و كاهش نرخ، افزايش بدهدمورد انتخاب قرار مي گيرد. ما وقتي كه به عنوان متخصصين مي خواهيم يكسري اصلاحات مالياتي انجام دهيم ابتدا نگاه مي كنيم ببينيم كدام پايه ها است كه بيشتر از نظر كارآيي تخريبي است چون ما نمي خواهيم از كساني كه ندارند ماليات بگيريم .ما نمي خواهيم كه يك قرص نان را كوچك كنيم و بعد بخواهيم ماليات بيشتري بگيريم .چون اگر اين قرص نان بزرگ شود و حتي نسبت ماليات ما كمتر بشود درآمد مالياتي مان بيشتر خواهد بود .نگاه به كارآيي ،نگاهي است كه هرگز به عنوان كارشناساني كه طراحي يك نظام سيستم مالياتي را
مي كنيم نبايد فراموش كنيم و بعد اينكه به دليل تخريبي بودن تقريبا عمده مالياتها غير از تنها ماليات محيط زيست كه عرض كردم شما اگر بخواهيد بر روي هر يك از پايه هاي مالياتي فشارتان را زياد بكنيد اين عدم كارآيي بيشتر و بيشتر مي شود . به عبارت ديگر به قول ما اقتصاددان ها اينجا نرخ نهايي نرخ مالياتي ، مثبت است .يعني هر چقدر روي پايه مالياتي فشار بياوريم و بخواهيم يك دلار بيشتر، يك ريال بيشتر بگيريم عدم كارآيي اش بيشتر مي شود . پس سعي مي كنيم مالياتها را پخش كنيم البته بعضي از پايه هاي مالياتي عدم
كارايي شان كمتر ،بعضي ها بيشتر است . ولي تعيين رابطه بين اين ها همان مهارتي است كه شماعزيزان داريد .آن هايي كه به عنوان كارشناس و سياستگذارند همه شما يك سيستم مالياتي را طراحي نمي كنيد اما همه شما نظرياتي را مي گوئيد كه آن گروه كوچكي كه دارند يك سيستم را طراحي مي كنند از آن ها استفاده مي كنند. در نتيجه ،هيچ وقت كار خودتان را كوچك نگيريد لزومي ندارد كه شما جزو يك گروه چهار يا پنج نفري باشيد كه داريد ساختار مالياتي را طراحي مي كنيد .چه بسا اين چهار – پنج نفر غير از اينكه نقطه نظرات و پيشنهادات و نقد ها و راهنمايي هاي شما را دارند با همديگر هماهنگ مي كنند كار ديگري انجام نمي دهند .اين است كه دانش شما ،اطلاع شما ،سلطه شما بر مباني نظريه هاي مالياتي تعيين كننده است . ما متاسفانه در اين جامعه به دلايلي ديگر بر نظريه هاي اقتصادي ماليات توجه و اصلا سلطه اي نداشتيم . البته اين به اين معنا نيست كه شما بهترين اقتصاددانان مالياتي را در سازمان مالياتي پيدا كنيد ،هرگز چنين چيزي نيست همين جوري كه بهترين اقتصاد دانان صنعت در وزارت صنايع نيستند .اصلا ممكن است اقتصاددان نداشته باشند آنها كارشان كار اجرايي است .بايد يك عده مهندس باشند كارشان را انجام بدهند .
من فكر مي كنم يكي از جايگاههاي اصلي كارشناسي ،معاونت اقتصادي وزارت امور اقتصادي و دارايي است چون كار ديگري ندارد چون بخش اجرا نيستند .اين ها بايد مهارتشان سياست سازي باشد بايد گروههايي باشند كه در تمام زمينه ها ي اقتصاد داراي تخصص علمي و كارشناسي باشند . ودر نتيجه من فكر مي كنم ،دادن ايده هاي مثبت و باز كردن گره هاي كوچكي كه در مجموعه ساختار اقتصاداست ، بايد توسط اين گروه صورت بگيرد، بخصوص الان كه بحث مالياتي مطرح است.ما مالياتها را مي گوئيم يكي از محور هاي طرح تحول است . مالياتها،محور تغييرات اصلاحي اقتصاد ايران است . اولين قانون ماليات ما كه تحت عنوان قانون مالياتهاي مستقيم بوده مربوط به سال 1345 است .و در اين قانون ،ما مالياتهاي مستقيم را نگاه كرديم وبه مالياتهاي غير مستقيم اصلا توجهي نشده است . شايد در طول 44 سال گذشته براي مالياتهاي غير مستقيم اصلا يك لايحه مجزا و مشخص نداريم .(غير از ماليات بر ارزش افزوده) ولي ما در لابلاي قوانين بودجه ،شاهد انواع مالياتهاي غير مستقيم بخصوص مالياتهاي انتخابي هستيم چه اشتباهات فاحشي در اين ها وجود دارد كه من اميد وارم هيچكس نخواهد اين را جدي نگاه كند چون اين مالياتها يك سايز در ماليات بر مصرفند در يك بخش عمده سراغ نهاده هاي توليد رفته .مثلا چون يكي از موارد تعيين پايه هاي مالياتهاي انتخابي اثرات منفي خارجي است كه اتفاقاًمالياتهاي محيط زيست روي همين طبقه بندي از نظر تئوري قرار مي گيرند . كساني كه مالياتهاي غير مستقيم 1345 را طراحي كردند افراد واردي بودند كارشان را مي دانستند آن ها هم به نظام مالياتي آشنا بودند هم اقتصاد ايران را مي شناختند به همين دليل ماليات بر درآمد يكي از پايه هاي اصلي ماليات بود .اما از آنجايي كه قابل اجرا نبوده در آن زمان اين ها آمدند بعضي از ماليات در واقع پايه هاي ديگر درآمد را مجزا در آوردند . با اين انتظار كه فكر مي كردند كه درآينده نزديك 3-4 ساله اصلاحاتي را مي دهند و شايد با يك اصلاحات ديگر اين سيستم ماليات را منطبق مي كنند با سيستم معمول دنيا .در دنيا ،جايي كه ماليات بر درامد است عمدتاًببينيد قوانين مالياتي را مجلس كشور ها الزامي ندارند كه نعل به نعل پايه هاي مالياتي به تئوري ها تطبيق داده باشند اما از نظر اين ها همه از نظريه ها و تئوري ها ي اقتصادي تبعيت مي كند .شباهتهاي بسيار زيادي بين شان وجود دارد در اين كشور ها كه ماليات مجموع درآمد است و از درآمد هاي ديگر ،مالياتي گرفته نمي شود. غير از دستمزد و حقوق ،هر كسي بعد از اينكه ماليات مجموع درآمدش تعيين شد كسر مي كنند،اينكه پرداخته است براي اين است كه خزانه يك جريان درآمد داخلش باشد ماليات بر شركتها همان است كه ما ده درصد داشتيم نه اين نرخ هاي تصاعدي .بعد ها آمدند يك نرخ تصاعدي عجيب و غريبي را گذاشتند برروي شركتها و انواع
پايه هاي مالياتي را معرفي كردند .از اجاره ،از ميوه،.. در صورتي كه شما كه مجموع ماليات درآمد مي گيريد، ماليات بر مشاغل معني ندارد بجز بعضي از مشاغل .آنها كه شركتند ،شركت هستند .اما آنكه غير شخصي است و شركت نيست برايشان روش هايي دارند كه مثلا يكي اش turnever tax يا بعدها كه ماليات بر ارزش افزوده آمد. اينها يك بخش از پوشش گسترده اي را گرفتند. حسن ماليات بر ارزش افزوده اين بود كه وقتي نظام مالياتي ،ماليات بر شركتها را به عنوان يك پايه قبول كردند دليلش ،سادگي اش بود . چون شركت ها به دليل ساختار و مشاركتي كه در اقتصاد دارند،بايد حسابرسي بشوند و گزارش به سهامداران برسد ،سود و زيان مشخص شود .ماليات گيرنده به راحتي مي تواند برود مالياتي بگيرد.اما براي فعاليت هاي ديگر اقتصادي شما نمي توانيد همه را مجبور كنيد كه حسابدار و دفتر و غيره داشته باشند خيلي مسائل خواهد داشت .اين بود كه يا مي رود جزو ماليات مجموع درآمد يا عرض كردم راهكارهايي مثل .. Turnever tax الان ماليات بر ارزش افزوده ديگر اين را كاملا مي پوشاند .آن بخش كه خارج ماليات مجموع درآمد است .ولي ما انواع پايه هاي مالياتي را معرفي كرديم و همچنان ادامه داديم مشكلات سازمان مالياتي ،نحوه جمع اوري را ،تا آنجايي كه ممكن است مشكل تر و مشكل تر كرده است .من فكر مي كنم الان زمانش است كه ما اين راه غلطي كه براي مدت طولاني طي كرديم را برگرديم .چاره اي نداريم .يعني اولين اصلاح ما بايد برگرداندن ماليات مجموع درآمد باشد .و بعد به دنبال آن، اصلاحات ديگري مثل معرفي پايه هاي جديد مالياتي ،حذف آن پايه هاي مالياتي كه با معرفي ماليات مجموع درآمد ديگر ضرورت ندارد . من هم از حوصله تان متشكرم.

آقاي پاريزي:
سپاسگزاريم از جناب آقاي دكتر پژويان ،در يك زمان خيلي فشرده با صحبت هاي بسيار خوب و چارچوب بسيار خوبي كه براي ماليات براي ما ترسيم كردند .هم ادبيات موضوع ،سير تاريخي آن ،اهميت ماليات ،ارتباط آن با مولفه هاي اجتماعي مثل دموكراسي ،تحولي كه در ساختار
د روني ماليات ها اتفاق افتاد در علم اقتصاد و تا شرايط فعلي كه ماليات را به عنوان يكي از مهمترين مولفه ها و ضرورت هاي اقتصاد كشور .خيلي متشكرم ازايشان كه عرض من را اصلاح كردند .ماليات فقط يكي از مولفه هاي طرح تحول اقتصادي نيست بلكه يكي از مولفه هاي اصلي اقتصاد كشور به شمار مي آيد .اميدوارم باز هم در اين فرصت كوتاه در خدمت ايشان باشيم. اگر آقاي دكتراجازه بفرمائيد.، يك تغييري در برنامه داده شود اگر دوستان نسبت به فرمايشات جنابعالي سوالي دارند مطرح كنند كه شما تشريف ببريد محروم نشوند .
پرسش و پاسخ
سوال يك
دراقتصاد ايران ،اقتصاد زير زميني ،اقتصاد پايه پولي گسترده اي وجود دارد منابع درآمدي از اين فعاليت ها ناشناخته است معمولا اصابت مالياتي به گروههاي با درآمد ثابت تعلق مي گيرد.در عين حال ، آن قرص ناني كه تعريف مي كرديد دارد كوچك و كوچكتر مي شود .با حذف مالياتها،
با حذف يارانه ها ، اكثر گروههاي با درآمد ثابت در خوشه هاي خيلي پايين تر قرار مي گيرند و در اين شرايط اين فشار ها باعث مي شود كه آن قرص ناني كه مد نظر شماست دارد كوچك و كوچكتر مي شود .در اين شرايط سياستگذاران مالياتي چه تمهيداتي مي خواهند بيانديشند براي اينكه اين هايي كه حالا با درآمدهاي مياني احتمالا آن خط فقر كه در كل مورد نظر است و رقم آن را نمي توانيم به دقيق بگوئيم چيه؟اين ها همه يا روي آن خط طيف فقر قرار مي گيرند يا زير خط فقر .تمهيدات دولت براي اينكه اين ها در شرايط حذف يارانه ها محو نشوند آن قرص نان چي است ؟
آقاي دكتر پژويان
متشكرم . اول من توضيح بدهم من دولت نيستم .من كارشناس هستم من نه دولتم نه به دولت ارتباط دارم .نه شوراي رقابت هم به دولت ارتباط دارد دولتمردان اينجا هستند .من يك اقتصاددان خرد هستم .تخصصم در خرد است ،اقتصاد بخش عمومي .من كاملا نگراني شما را نه تنها درك مي كنم بلكه نگراني من هم است .ببينيد اقتصادما به قدري تخريب شده است كه
نمي توانيم با يك سياست ،يك راهكار آن را اصلاح كنيم .من بارها مثال زدم يك اقتصاد را من به يك جاده و اتومبيل كه دارد حركت مي كندتشريح مي كنم .در يك جاده كه جاده صافي است اتوبان است يك اتومبيل خوب، خيلي جديد و راحت است.شما پشت فرمان نشستيد اما به پيچ
مي رسيد، از كنار دره عبور مي كنيد، سربالايي شديدي را بالا مي رويد و پايين مي آييد، شما با فرمان ،گاز،ترمز،دنده، كنترل مي كنيدو عبور مي كنيد .حتي مي رسيد به يك جايي كه مه شديد است .يا مي رسيد به يك مرحله اي كه يك توفان تندي مي آيد .واز اين ها مثل شوك كه وارد اقتصاد بشود يا از طريق سياست هاي كلان ادوار تجاري رد مي شويد ،مي توانيد عبور كنيد اما اگر جاده ،چاله و چوله داشته باشد.يا يك چرخ ماشين برود و از آن ديگر بيرون نيايي واين ماشين هم يك ماشيني باشد كه گيربكس ، ترمز ،..درست كار نمي كند .. مثل وضعيتي كه ما داريم ساختار اقتصاد ما تخريب شده است .در نتيجه بايد به اصلاح جاده و اتومبيل بپردازيم و به تنهايي با هيچكدام نمي توانيم .اگر قرار بود فرض كنيد فقط مشكل بنزين اتومبيل را حل
مي كرديم كه اتومبيل فرسوده اي بخواهد توي چاله و چوله حركت كند اين حداكثر هولش
مي داديم از توي چاله بيرون بيايد .ده متر آن طرف تر مي افتاد توي چاله ديگر .عين اتفاقي كه بعد از جنگ رخ داد .ما يك سياست را انتخاب كرديم يكي از سياستهايي كه مي توانست مثبت باشد .ولي ......
الان شما يك بسته سياستي لازم داريد من جمله ،در كنار آن چيزهايي كه دوستان و آقايان
مي گويند شما به يك مجموعه قوانين احتياج داريد كه اين مجموعه قوانين ،اقتصاد را شفاف بكند ،جريان وجوه را هم در كنترل سازمان مالياتي قرار بدهد و هم به وجود بياورد .شما بايد كاري بكنيد كه آنچه كه وارد هر فروشگاهي مي شود از يك مسير شناسايي شده و شفاف عبور كند و به همين ترتيب هم زماني كه خارج مي شود .اين كاري نيست كه ما فكر بكنيم خيلي دشواراست،بله اين كار بالاخره يك بخشي اقتصاد را زير زميني نگه مي دارد اما نه به اين اندازه . تمام اين ها راهكار دارد . چطور؟ ما تنها كشوري در دنيا نيستيم كه با بعضي از اين مشكلات اقتصادي روبرو هستيم .همه كشور هاي دنيا هم اين مسايل را داشتند چه طوري توانستند حل كنند كه ما نمي توانيم .چرا ما نبايد بتوانيم ؟IQ ما پايين است ؟ما قطعا از متوسط دنيا بالاتريم .من هم اين طرف بودم هم آن طرف .هم دانشجو بودم هم استاد.هم دانشجويي از مليت هاي مختلف داشتم به خدا غلو نمي كنم، بهترين ها ،ايراني ها بودند .رئيس دانشكده در مورد من نوشت : بهترين دانشجوي PHD در10 سال گذشته اين دانشگاه بوده است .در حالي كه من هوش متوسط دارم .ماايراني ها داراي توانايي هستيم .ثروت انساني بالا داريم امكانات بالا داريم .با هوشيم .....در هرحال اين ها همه راهكار دارد .
سوال دو
اگر هدفمند كردن يارانه ها اجرا شود ؟مشكل اجتماعي در جامعه ايجاد نمي شود ؟
آقاي دكتر پژويان
من اميد وارم كه وقت من به شكلي بود براي شما در رابطه با هدفمند كردن يارانه صحبت
مي كردم نظراتم را مي دادم تا شما بفهميدكه اين نگراني كه در شماو عده اي ايجاد شده كار خود من است .من هستم كه 14 هزار و 15 هزار ليتر گازوئيل الان دارم مجاني مي گيرم .منم كه الان دارم از آن چه كه سهم شما- سهم تمام كساني كه در اين محله هستند استفاده مي كنم .در نتيجه منم كه صداي بلند هم دارم و مي گويم واي به حال آن روزي كه بخواهد اين يارانه ها مثلا از شكلي كه الان است تغيير بكند .ببينيد ما يا دانش اقتصاد داريم يا بيشتر احساساتي هستيم تا استفاده از دانش. بياييد مثل دو تا كارشناس با هم صحبت كنيم .من آماده ام .هرزماني غير از امروز .من در خدمت شما هستم . اين ها چيزي نيست كه الان باشد،وقتي كه من دانشجو بودم اين عزيزان،استاد من بودند به خاطر دارند كه من از 30 سال پيش اين هارا مي گفتم .اين چيز تازه اي نيست كه من مي گويم .
ادامه سوال دو:تدريجي مي شد خيلي بهتر بود .

آقاي دكتر پژويان
بله ، اگر در دوران آقاي خاتمي بجاي اينكه قيمت ها را فريز كنند.قيمت ها را يك مقدار افزايش داده بودند قطعا الان مسايل و مشكلات ما كمتر بود .
در اين چهار سال هم قطعا انجام نشده .اما شما بايد اين را بدانيد كه شما در بالاي يك سكويي قرار داريد يك طناب دور گردنتون و اين بالاخره بعد از 10 ساعت ،12 ساعت .. خسته مي شويد دستتان هم بسته است مي افتيد . راهي نداريد اين يك بايد است . تا جاده اقتصادتان را اصلاح نكنيد و اين ماشين را تعمير نكنيد هيچ جا نمي توانيد برويد .من اين را به شما قول
مي دهم .اين بايد است .اين صحبت امروز نيست صحبت آقاي احمدي نژاد نيست .يكي از بحث هايي است كه برويد بخوانيد .زمان آقاي دكتر نوربخش هم مطرح كردم .حتي زماني كه سياست ارز را تعقيب مي كردند .بارها با مرحوم نوربخش كه بسيار آدم با سواد و از همه جهت موجه بود و مي فهميد ولي جو مسلط نمي گذاشت .گفتم اين به تنهايي شما را جايي نمي برد .
ادامه سوال دو : در شيلي و آرژانتين هم همين اتفاق افتاد ،قيمت ها اصلاح شد .ولي اقتصاد درست نشد .
آقاي دكتر پژويان
مشكلات و راهكار هيچ كشوري در دنيا مشابه ما نبوده.ولي همان كشورهايي كه شما اشاره
مي كنيد آنها مشكل تراز پرداخت ها و كسر بودجه داشتند و اصلاح شد. همان زماني كه من عرض كردم اين اشتباه صورت گرفت .دليلش هم اين بود:همزمان با مشكلات ساختاري كه در اقتصاد ما وجود داشت در آن طرف دنيا هم مشكلاتي وجود داشت .مشكلات آنها كاملا متفاوت با ما بود .به دليل افزايش درآمد نفت، كشورهاي خريدار دچار كسري تراز بازرگاني شده بودند كشورهاي صنعتي مشكل نداشتند .چون ما آن درآمد نفت بةاضافه يك چيز ديگر به آنها داديم ، و از آنها ماشين آلات و تسهيلات خريديم .اما كشورهايي كه در حال توسعه بودند مثل آمريكاي جنوبي و آسياي دور ، به شدت صدمه ديدند .تراز پرداخت ها شان منفي شد .بدهي شان به دنيا ،به 80-90-110 ميليارد رسيد .برويد به اطلاعات و آمار رجوع كنيد .مربوط به دهه 80 است.كسري بودجه شان را ببينيد .در IMF-WORLD BANK وجود دارد . براي يك كشور سياست طراحي نمي كنند، آن ها براي بخش عمده طراحي مي كنند .در نتيجه سياستهاي تعديل را طراحي كردند حساب دو دوتا چهار تاست .اگر ريال را ارزان كنيد به جاي هزار تومان ،دو هزار تومان براي دلار بدهيد، معلوم است كه همه چيز دراين مملكت ارزان مي شود و هرچه كه در آن طرف دنياست گران مي شود .پس ديگه اين تراز اصلاح مي شود .اما اين درمان مشكل ما نبود .چون ما اصلا خودمان كشوري بوديم كه در واقع درآمد نفت پيدا كرده بوديم نبايد كسري تراز داشته باشيم . سياستهاي ما همان درست كردن جاده و ماشين بودكه انجام نداديم و توي چاله افتاديم.اما مي بينيد اقتصادكشورهايي مثل آرژانتين ،شيلي،مكزيك،برزيل چگونه با اصلاحات تغيير پيدا كرد.اما آن اصلاحات به درد ما نمي خورد چون مرض ما چيز ديگري بود و آن دارو داروي ما نبود .به هر حال من مختصر مي كنم و پوزش مي خواهم از عزيزان .
ما شايد يكجوري با هم توافق كنيم دست به دست هم دهيم و مراقب باشيم كه دولت مبادا جايي انحراف برود يا حتي مجلس.من نگراني ام از دولت و مجلس اين است كه حواسشان نباشد نه تعمداً.به هر حال همه مي خواهند ولي گاهي نيروهايي هست كه شما را مي كشد طرف خودش .وقتي مي گوئيم دولت .يادمون باشد اين دولت ،هيئت دولت نيست،يك بدنه بسيار بزرگ است كه ما هم توش هستيم .بعضي از ما منافعي داريم كه بيشتر اين شايعات را ما در مي آوريم يعني من نوعي و آنها ..چون اصلا زندگي شان از اين رو به ان رو مي شود . يك عمر اين ها داراي مزيت بودند امضا بودند و الان مي خواهيد از آنهابگيريد .فكر مي كنيد به اين سادگي است؟و فكر
مي كنيد مي آيند علني مي گويند آقا من دارم منافعم را از دست مي دهم ؟ به هرحال از شما ممنونم.
آقاي پاريزي
خدمت جناب آقاي دكتر عسگري هستيم .حضور آقاي دكتر عسگري از اين جهت براي ما خيلي حائز اهميت است كه علاوه بر اينكه ايشان يك شخصيت دانشگاهي در حوزه اقتصاد هستند (همانطور كه در ابتداي برنامه نيز عرض كردم ) الان ،هم از نزديك با تمام محدوديت ها،
معذوريت ها، چالش ها و تنگناهاي اصلي نظام مالياتي در حوزه اجرا آشنا و مواجه هستند و اشراف دارند و در واقع ديدگاه ايشان نسبت به اصلاح نظام مالياتي يا تحول در حوزه نظام مالياتي مي تواند براي همه ما يك ديدگاه دقيق و كارشناسانه اي باشد از آن جهت كه ما شايد در حوزه بحث هاي نظري و تئوري بعضي موقع ها از چالش و محدوديت هاي اجرايي غافل هستيم نمي دانيم راه حل ها يا چيز هايي كه مي گوئيم طراحي هايي كه مي كنيم واقعا اين طراحي ها يا اين ديدگاهها در حد ظرفيت هاي اجرايي يا محدوديت هاي نظام اجرايي كشور در حوزه ماليات هست يا نيست .از اين لحاظ فقط خود نظام اجرايي هم به عنوان يك وجه مهم اين سياست اصلاح تلقي مي شود .آن هم درگير اصلاح و توسعه يافتگي بشود .تاثير متقابل اين دو عرصه نسبت به هم چالشي و مسئله خيلي مهمي است كه حتما آقاي دكتر در صحبت هايشان دنبال خواهند فرمود .من يك اشاره كوتاه هم بكنم كه اگر چه همه شما مي دانيد، آقاي دكتر قبل از اين مسئوليت اخيرشان در بحث كارگروه تحول ،مسئوليت يكي از اركان مهم اين كارگروه را كه كارگروه هدفمند سازي يارانه ها بخصوص در حوزه انرژي بود به عهده داشتند .اين را از اين جهت
نمي گويم كه شما سوال هايي در اين زمينه بكنيد و خواهش مي كنم كه امروز بحث را اجازه بدهيد فقط در محور ماليات هدايت بشود.و از وقت نهايت استفاده را بكنيم .


دكتر عسگري
بسم الله الرحمن الرحيم ، خدمت برادران و خواهران و همكاران خودم عرض وقت بخير دارم.فرصت خوبي فراهم شد كه در حوزه مسايل اقتصادي كشور نكاتي را با هم مرور كنيم.خوشبختانه فاصله ما و شما در مسايل اقتصاد،خيلي زياد نيست چون به هر حال زير نظر يك وزارتخانه هستيم .فكر مي كنم دانش علمي ما هم نزديك به هم است چون عمدتا شما هم در حوزه اقتصاد اشراف داريد و مسايل اقتصادي را با هم درك مي كنيم . بحثي كه براي امروز پيش آمد بحث ماليات بود .من قبل از اينكه بخواهم وارد سياستهاي مالياتي بشوم چند نكته را عرض مي كنم . اگر سوالي هم در مورد يارانه ها داشتيد من حاضرم در حد توان و بضاعت خودم حواب بدهم. چون به هرحال فكر مي كنم اين يك كار اصولي و اساسي است كه در اقتصاد ما بايد صورت بگيرد .من از اولين جلساتي كه (در سال 1385) اين بحث را كه دو سال يا دوسال ونيم بيشتر، دولت پيش گرفت در جريان بودم كه آن موقع معاون اقتصادي سازمان مديريت بودم . در واقع اين بحث ها ، از همان جا شروع شد ،اتفاقا شايد چاشني اين بحث را من خودم زدم .چون يك كاري ما در حوزه اقتصاد در سازمان مديريت انجام داده بوديم كه در برنامه سوم به نتيجه نرسيده بود.ما اين بحث را در بودجه سال 1384و1385 مورد بحث قرار داديم موكول به اين بحث ها شد كه يك شورايي تشكيل شد اين مسايل جهت پيدا كرد .به هرحال در خدمت شما هستم اگر فرصت و مجالي باشد ،نكاتي را به طور جدي با هم بحث بكنيم . شما دراين حوزه كه مسايل اقتصاد را در حوزه وزارت اقتصاد دنبال مي كنيد اتفاقا در اين مسايل نبايد شك و شبهه داشته باشيد ،نه شك و شبهه اي كه عين آن چيزي را كه مي گويند بپذيريد .اينكه در حوزه اقتصادي،جريان مصالحي كه فكر مي كنيد در اقتصاد لازم است انجام بشود تو آن زمينه ديگر نبايد شك كنيد .و اگر شكي هم داريد من در دانش خودم فكر مي كنم اينكه شايد بعضي از مسايل را در جريان نيستم شايد اگر شما بيشتر در جريان قرار بگيريد به احتمال قوي خيلي از مسايل حل و فصل مي شود .در حوزه اقتصاد . اين مسايل را صادقانه مي گويم بايد يك مقدار جدي تر با هم دنبال كنيم .من اول وارد همان حوزه ماليات مي شوم . اقتصادي داريد كه الان نزديك 45 درصد از هزينه هاي جاري اقتصاد كشور از ماليات تامين مي شود .نزديك كمتر از 30 درصد بودجه عمومي دولت از ماليات است .نزديك 8 درصد GDP ماليات است .اين
شاخص ها را با كشورهايي كه امروز سرشان به تنشان مي ارزد را مقايسه بكنيد .اصلا مقايسه قابل فهمي در نمي آيد .چون اقتصاد وبضاعتش به هرحال با هم ديگر خيلي تفاوتي نمي كند شما اگر در كشورهاي اطراف خودمان مقايسه كنيد اين شاخص ها خيلي فرق مي كند.ولي فعلا ساختار اقتصاد ما اين است .الان وقتي كه وارد ماليات مي شويد من به عنوان كسي كه رشته دكترايش بخش عمومي اقتصاد سنجي است ،در بحث اقتصاد ،سالها كار كرديم و در مسايل اجرايي كشور بوديم .چون هم در سازمان مديريت بودم و هم 6-7 سال در دستگاه اجرايي كار كردم ..شما وقتي وارد بحث هاي ماليات مي شويد واقعا مي بينيد فرايند هاي مالياتي در اقتصاد ما غير شفاف است .من به جرأت مي گويم .فرايند ها غير شفاف ،غير استاندارد،طولاني و پيچيده است .همين جمله كافي است كه ناكارآمدي نظام مالياتي كشوررا به تمام معنا درك كنيد .
غير شفاف از اين نظراست كه شما الان نه موءدي را مي شناسيد ،نه فعاليت را مي شناسيد ،
بخش عمده اي از موءديان را درست نمي شناسيم .بخش عمده اي از فعاليت هاي اقتصادي را هم درست نمي شناسيم .غير استاندارد است چون وقتي كه شما مي رويد ماليات مي گيريد پيش هر مميزي برويد يك جور قضاوت مي كنند .جدول ضرايب و اينها همه را دارد ولي قضاوت ها متفاوت است .چون فرآيند ها ،استاندارد نيستند .در خيلي از نظام هاي اقتصادي ،فرآيند ها كاملا استاندارد هستند .فرآيند هاي ما استاندارد نيستند .بسيار طولاني اند .شما امروز مي رويد به عنوان يك موءدي ،ماليات مي دهيد ،اظهار نامه هم مي گيريد بعد خودت اعتراض مي كني يا مميز مي آيد مي گويد نه من فكر مي كنم اين عددي كه دادي درست نيست ،تازه دعوا شروع مي شود. مي گوئيد خيلي خوب،توافق نمي كنيم .مي رويد شكايت مي كنيد .مي رويد هيئت حل اختلاف ،آنجا مي گوييد قانع نشدم شكايت مي كنيد مي رود تجديد نظر ،مي گوئيد قانع نشدم مي رويد شوراي عالي مالياتي مي گوئيد قانع نشدم مي رويد ماده مكرر باز هم مي گوئيد قانع نشدم .
40 درصد مالياتي كه داديد 60 درصد را براي سه سال بعد نگه مي داري .آخرش هم مي دانيد
جريمه هايش مي آيد كي باشه ماليات مي دهد؟از اين پيچيده تر مي شود ،خوب هر عاقلي باشد ماليات نمي دهد چون اين فرايند ها را قشنگ مي شناسد به اضافه چانه زني هاي ديگري كه در اقتصاد داريم مثل نظام بانكي مان.نظام بانكي كه شما با 12 درصد سود مي توانيد وام بگيريد كدام عقل سالم 5، ميليارد ،10 ميليارد وام گرفته باشد مي آورد پس بدهد نمي آورند پس بدهند اصلا براي چي بايد بياورند پس بدهند ؟ 6 درصد جريمه مي شود بعد مي شود 16-18 درصد . بازده اين پول براي آن كسي كه با پول مي تواند كار كند بيش از 18 درصد است .اصلا براي چي بايد بياورد پس بدهد ؟ ،بدهي در بانك ها بالا مي رود ؟بخاطر اينكه دلايلش
توانايي هاست .بنابراين وقتي وارد بحث هاي مالياتي مي شويد ريشه يابي مي كنيد مي بينيد خيلي مشكلات است .شما دسترسي به اطلاعات كامل هم نداريد شكاف اطلاعات هم بسيار زياد است .تا الان آمديم موءديان حقوق را ، اشخاص حقوقي را يك كد اقتصادي داديم .هنوز شايد 70 درصد اين ها را بيشتر نداريم بقيه را يا ما هنوز شناخت پيدا نكرديم يا سراغ ما نمي آيد .همان اقتصاد زيرزميني كه شما مي گوئيد 30 بار آدرسش را عوض كرده .مي رود توي كيش دفتر ثبت مي كند فعاليتش را مي آيد در تهران انجام مي دهد .يك اختلافي هم بين قانون مدني و قانون مالياتي ماست كه مي گويد محل ثبت شركت مبناي وصول ماليات است .مي رويم آنجا مي بينيم يك اتاق دارد با يك آدم با يك فاكس .سرجمع كه مي كنيم ماليات مي شود 500هزارتومان . در تهران 10 ميليارد تومان كار مي كند .وقتي سراغش را مي گيري يك جورديگري گيرمي اندازد .ما در مورد اشخاص حقيقي هنوز كد اقتصادي نداريم .يعني شما هر سال يك پرونده داريد و به جرات بگويم بي تعارف هم مي گويم مميز هاي ما اينقدر حال ندارند كه پرونده امسال را به سال قبل وصل كنند چون سيستم كه نيست ،يك پوشه است . پوشه هاي واحد هاي مالياتي ما را ببينيد .
بنابراين ،در اين زمينه ها واقعا مسايل جدي داريم . و من دارم يكي يكي اين مسايل را رصد
مي كنم كه چكار مي كنيم ؟معمولا روي "چكار مي كنيم" فعلا دارم سير مي كنم .شما مي رويد كارت بازرگاني مي گيري كه لااقل توي اين سه ماه كه من آمدم، 50 نفر پيش من آمدند .كارت بازرگاني طرف را مي گيري 30 هزار تومان به طرف مي دهي مي روي 3 ميليارد تومان كالا وارد مي كني .من مالياتي مي روم طرف 30 هزارتوماني را مي گيرم كه كارت بنام آن است .زندگي اش را جمع كنم يك ميليون نمي شود .مي گويم پيدايش كن مي گويد پيدايش نمي شود .مي رود كارت پيله وري مي گيرد تلويزيون ال سي دي وارد مي كند .ما رفتيم يك گاوداري بود توي شهرك صنعتي قزوين .كشتارگاه بود، ماليات نمي داد رفتيم ديديم كه كارگرانش هم اعتصاب كردند گفتيم براي چي ؟چه خبره؟ گفتند ايشان مزد مارا نمي دهد .كشتارگاه را هم تعطيل كرده و ما بلاتكليف هستيم .رفتيم ماليات چند سالش را بگيريم ،پلمپ كنيم در سوله ها را باز كرديم ديديم
لوازم آرايش،لوازم صوتي و تصويري انبار كرده اصلا كشتار گاهي نبود .كشتارگاه شده محل رد و بدل كردن لوازم آرايش و لوازم صوتي و تصويري، يعني انبار شده است . اين همان اقتصاد زير زميني است كه ما نمي شناسيم .قانون ماليات در سال 1345 تصويب شده به عنوان قانون مالياتهاي مستقيم در اين سالها هم اصلاحات زيادي رخ داده چه در سال 80، و ما قبل آن و چه در قالب اصلاحات جسته و گريخته اي كه در قوانين بودجه سالانه اتفاق افتاده يا آنجايي كه آمدند در قانون تنظيم ،جمع اش كردند . يكبار قانون را دقيق خواندم
اشكالات آن را مي نوشتم واقعا وقتي واردش مي شوي كارهاي عجيب و غريبي درقانون
مي بيني مثلا همين قيمت معاملات را سي پارامتر گذاشتيم كه قيمت اين ملك را تعيين كند .اول منطقه كجاست دوم خيابان كجاست ؟كوچه كجاست؟چند متر كوچه دارد ؟كوچه آسفالت است يا خاكي ؟پياده رويش گشاده يا تنگه ؟بتون دارد يا اسكلت فلزي ؟نمايش برج است يا چند طبقه است ؟نماي ساختمان سنگ است ؟آجر است ؟ سيمان است؟ 60 تا از اين پارامتر ها گذاشتيم بعد قيمت در مي آوريم .خدا پيغمبري براي قيمت درآوردن ،اين ها را ضرب و تقسيم
مي كنيم ؟كي اين ها را ضرب و تقسيم مي كند ؟الان شما در مورد يك پيمانكار در قانون مالياتهاي مستقيم كه اصلاح هم شده يك پيمانكار خارجي داريد حتي مي گوئيد آقاي پيمانكار خارجي ،اگر بخواهيم از شما ماليات بگيريم بخش خدمات را از بخش تجهيزات جدا كنيم .من از تجهيزات كه ماليات نمي گيرم ،از خدمات ماليات مي گيرم .80 درصد يك قرارداد ،تجهيزات است 20-30 درصد خدمات است .اما براي همين پيمانكار ايراني كه مي خواهد يك نيروگاه يا يك پالايشگاه -عين خارجي- بسازد70 در صد قرارداد تجهيزات است ولي به صد در صد قرار داد ماليات تعلق مي گيرد.اين پيمانكار ايراني چه كار مي كند ؟ يا اين ماليات را نمي دهد يا اين ماليات را مي برد روي قيمت.يا اگر هم حواسش نبود مي برد توي مسير هايي مي اندازد كه ماليات را ندهد مگر قرارداد، نيست ؟ مگر فرق مي كند ايراني كار كند يا خارجي ؟چرا اين تبعيض است ؟
شما در مورد خيلي از مسايل واقعا وقتي وارد اين بحث ها مي شويد خيلي چيزهاي جالبي پيدا مي كنيد الان مثلا ماليات بر نرخ دستمزد ، تا ديروز يك شركتي دولتي است اين شركت دولتي
مي آيد در بورس خصوصي مي شود .تا وقتي كه دولتي بود ما دولتي ها 10 درصد ماليات را مي دهيم .همين كه رفت خصوصي شد ،ماده 84،85،131 ماليات هاي مستقيم شامل مي شود يعني همين كه حقوقش از 7-8 ميليون تومان گذشت مي شود 15 درصد ،25 ميليون تومان شد .20 درصد و 26-100 ميليون تومان مي شود .30 درصد . 100 ميليون به بالا ، 35 درصد
مي شود.يعني يك مهندسي كه 4 ميليون تومان حقوق مي گيرد بايد 20-25 درصد ماليات بدهد ديروزدر شركت دولتي بود امروز شركت خصوصي رفته. ديگري خصوصي كرده اين مهندس نقشي ندارد ،تا ديروز 10 درصد مي داد الان بايد 25 درصد بدهد .اينها تبعيض هاي حقوقي است و ما توقع داريم كه اصل 44 هم اجرا شود . تبعيض هاي حقوقي در قوانين ما ،فراوان است ،شايد حداقل 40 تا از اين ها را در همين قوانين موجود بررسي كردم.ما در فضاي امروز كار پاسخگو نيستيم ، خيلي مسئله براي اقتصاد ايجاد مي كند.اينها را بالاخره بايد در اصلاح قوانين يكجوري ساز و كارش را درآورد و تنظيم كرد .خدا مي داند براي همين اصلاح ،يك ماه و نيم با همكاران مالياتي بحث مي كنم .اين شاقول ماليات هاي مستقيم به گردن همه ما آويزان است به قدري به اين كلمات و قانون چسبيديم كه اصلا حاضر نيستيم اصلاحش كنيم .شايد يكي از بستر هايي كه من اين كار را از فضاي سازمان مالياتي كشيدم و آوردم كه با آقاي دكتر فرزين كار كنيم .اين است كه يك كمي اين فضا را بشكنم .يك كمي باز نگاه كنيم .

پروفسور"راس"مي گويد :
كساني كه قانونگذاري مي خواهند بكنند بايد جهل عقلايي داشته باشند .
در دوره دكتري ،يك مقاله اي از ايشان داشتيم كه 50-60 صفحه در مورد انتخاب هاي اجتماعي ،انتخاب هاي عمومي ،بحث دموكراسي و راي گيري و قواعد راي گيري و قواعد انتخابات و
بحث هايي در اين زمينه بود.مي گويد كساني كه قانونگذاري مي خواهند بكنند جاهل باشند از حيث اينكه تمام تعلقات ذهني خود را به قبلي ها و به بعدي ها چه مي رسد ،پاك كنند.يعني خالي از ذهن به ميدان بيايند وبگويند يك قانوني مي خواهم بنويسم كه قرار نيست به يكي ضرر و به يكي نفع برساند . قانوني با شد كه نفع اش به همه برسد .به اين يكي كم برسد به آن يكي زياد برسد ،نداريم .بايد عقلايي وبراساس منطق و قواعدي باشد . سليقه در آن دخالت نكند .ذهنيت را پاك كند و براساس منطق و احكام قانون بنويسد. بعد مي بيني ، آن قانون در كشور ضمانت اجرايي پيدا مي كند يا نه ؟ چقدر قوانين ما با اين مسئله عجين و سازگار است .خيلي فاصله داريم .شما به عنوان يك جايي كه فكر اقتصادي مي كنيد و در فضاي اقتصاد خارج از تعلقات ديگر داريد بحث مي كنيد ذهنيتتان بايد آماده تر باشد .اگر چه ما جزء اين اجتماعي هستيم ،گريز ناپذير است ولي در حوزه كارشناسي خودمان ،اين قاعده را بايد بپذيريم ،چاره اي نداريم ،من امروز اگر تصميمي بگيرم ممكن است به زندگي شخصي خود من صدمه بزند ولي فكر مي كنم زندگي شخصي من ربطي به اين قاعده مندي و قانون گذاري ندارد .آن را بايد جوري ديگر حل كنيم .شما در بحث نظام مالياتي ،يكي از �


موضوعات مرتبط

آخرین گزارشات

آدرس : تهران،خیابان پاسداران،خیابان شهید سوری،میدان احتشامیه پلاک 61 تلفن : 6-22771901 فکس: 22581933 کد پستی: 1944841441 تمام حقوق مادی و معنوی سایت متعلق به معاونت امور اقتصادی می باشد
Copyright © 2010 Econaf.ir All rights reserved